چرا دلتنگ کسی می شویم

چرا دلتنگ کسی می شویم

چرا برخی اوقات، به یکباره دلتنگ برخی اشخاص میشویم ؟
چرا به یکباره شخصی که سالها پیش در کنار شما بوده است را به یاد می آورید ؟
چرا به یکباره حس میکنید باید با دوستی که مدتهاست با او تماس نگرفته اید، تماس بگیرید؟

مقدمه

انسانها توسط نیازهایشان انگیزه میگیرند. زمانی که حس تشنگی داریم، انگیزه برای نوشیدن آب پیدا میکنیم و وقتی گرسنه میشویم، تمایل به خوردن غذا پیدا میکنیم. حال فرض کنید حس تشنگی به شما دست میدهد و یک بطری آب مینوشید، آیا قبل از اینکه دوباره تشنه شوید، به زمان مشخصی نیاز نخواهید داشت ؟

قطعا این مساله رخ خواهد داد زیرا آن نیاز بصورت موقت ارضا شده است. همانند نیازهای فیزیکی که نیاز است ارضا شوند، نیازهای روانشناسی نیز وجود دارند و باید تامین شوند.

این نیازهای روانی در طی روز، طی هفته ها و حتی ماهها تغییر میکنند. دلایل اینکه نیازهای روانی انسانها مدام درحال تغییر اند، متعدد است اما برای درک بهتر به مثال های زیر توجه کنید :

برداشت شما از زندگی خود : برداشت و درک شما میتواند نیازهای شما را تغییر دهد. اگر به یکباره باور کنید تنها هستید، ممکن است حس کنید نیاز است به دوستی زنگ بزنید.
احساسات شما : مغز از احساسات برای هدایت مردم بسمت نیازهایشان استفاده میکند. اگر به یکباره حس خستگی به شما دست بدهد، ذهن شما انگیزه ترک کار فعلی و انجام کاری دیگر را به شما خواهد داد.
تجارب زندگی : تجارب و رویدادهای مختلفی که در زندگی شما رخ میدهد میتواند باعث ایجاد تغییرات ناگهانی در نیازهای رواني شما شود.

اما چرا در این لحظه او را به خاطر آوردید ؟

علت اینکه در لحظه ای مشخص، دلتنگ فرد خاصی شدید، این است که در آن لحظه، نیاز شدیدی برای چیزی داشته اید که آن فرد میتوانست برای شما فراهم کند.

بعنوان مثال، فرض کنید یکی از دوستان شما، بسیار شوخ طبع و شاد است. اگر او را برای مدت زیادی ندیده باشید و به یکباره چیزی باعث شود حال بدی پیدا کنید، شانس اینکه دلتنگ او شوید، زیاد است.

این احساسات چیزی جز آرزو و خواسته ی ذهن شما، برای نزدیک تر شدن به فردی که میتوانست نیازهای شما را ارضا کند، نیستند که در مثال بالا، موضوع، نیاز به خوشحال بودن است.

حالت مشابهی برای رابطه های عشقی رمانتیک وجود دارد.فرض کنید شما با کسی بوده اید که همواره حس مهم و ارزشمند بودن را به شما داده است. حال اگر به هر دلیلی اعتماد بنفس شما کم شود، ممکن است حس کنید دلتنگ آن فرد هستید.

همانند سایر احساساتی که در ضمیر ناخودآگاه رخ میدهد، شما قادر به گفتن اینکه چرا دلتنگ شخص مشخصی هستید، نخواهید بود. به عبارت دیگر، بسیار غیر محتمل است که بگویید : ” چون حس بی ارزش بودن را دارم، دلتنگ او شده ام، زیرا به من کمک میکرد حس خوبی نسبت به خودم داشته باشم. “. بلکه به جای این تحلیل منطقی، شما دلتنگ او خواهید شد، بدون اینکه علت آنرا بدانید. زیرا ضمیر ناخودآگاه اینگونه عمل میکند.
هر تغییری در نیازهای شما میتواند باعث شود فرد مشخصی را به یاد آورید

فرض کنید رویدادی باعث شده است که احساسات و نیازهای شما تغییر کند. در چنین شرایطی، به احتمال زیاد شما به یاد برخی افراد خواهید افتاد. مثلا وقتی یک رابطه به پایان میرسد، قطع شدن منبع تامین برخی از نیازها، میتواند باعث شود به افراد جدیدی وابسته شوید که آن نیاز را تامین میکنند، حتی اگر آن افراد مناسب نباشند.

همچنین اگر اتفاقی در زندگی شما باعث شود نگرش شما به مساله ای خاص تغییر یابد، ممکن است حس کنید دلتنگ کسی شده اید. علت دلتنگی شما این نیست که او تنها عشق تمام زندگی شما یا نیمه گمشده تان است بلکه شما تا زمانیکه نیازهای اساسی خود را از مسیر دیگری ارضا نکنید، دلتنگ آن فرد خواهید بود زیرا ذهن ناخودآگاهتان او را منبع ارضای آن نیاز میداند و تا این برنامه ذهنی معیوب را تغییر ندهید، کماکان دلتنگی وجود خواهد داشت.

پس اگر بتوانید نیازهای اساسی و مهم خود را، بدون نیاز به تماس با فرد مذکور تامین کنید، هرگز دلتنگ آن فرد نخواهید شد.(مقاله اختصاصی چطور ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید؟)

صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه)
ش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *